آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
227
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
شود نداشت . اما وقتى آن را قدرتى در برابر استعمار غربى و مسيحيت طماع مهاجم اروپا كه براى بلعيدن ما سرازير شده است و در سر راه خويش با عثمانى كه همچون سدى ايستاده درگير مىشود مىسنجيم ، و مىبينيم مسلمانان قدرت بازو و شمشيرى به آنان نشان مىدهند كه هنوز خاطرهاش را از ياد نبردهاند ، و دلاورى و سرسختى اينان حتى به صورت ضرب المثل و كنايه و اصطلاح ، در زبان محاوره و ادبياتشان بهجا مانده است . و وقتى مىبينيم همين مزدوران بىرحم و خشن غربى و نظام ضد انسانىشان - از هنگام ضعف بازوى ما و غلاف شدن شمشير ما و شكست همان حكومتهاى فاسد مسلمان - استعمارى را وحشيانه و دزدانه و اهانتآميز بر ما تحميل كردند كه تاريخ به ياد نداشت ، و اكنون به نيروى همين عثمانى متلاشى شدهاند و هجومشان به كشورهاى ما عقب رانده شده است ، و طعم شمشير مسلمانان را چشيدهاند ، و پاپ و قدارهبندان و سوداگران و ماجراجويانش كه از قرون وسطى جنگهاى صليبى را بر ما تحميل كرده بودند ، هنوز از نيروى اسلام مىهراسند ، و مديترانه و يونان و همهء اروپاى شرقى به چنگ قدرت مسلمين افتاده است ، آن وقت قضاوت ما فرق مىكند . » « 1 » حال مىرسيم به « تشكيل دولت صفويه در ايران كه يكى از مهمترين وقايع تاريخ مملكت و ملت ايران بهطور خاص و آسياى غربى بهطور عام است . پس از ظهور دين مبين اسلام و انقراض دولت ساسانى ملت و مملكت ايران در حدود نهصد سال از وحدت
--> ( 1 ) . تشيع علوى و تشيع صفوى ، دكتر شريعتى ، ص 40 - 41 .